۱۷ آبان ۱۳۹۰

برف پاییزی

تهران.17.ابان.90
حسین نسایی [ ۰۹ فروردين ۱۳۹۱ ]

مانده تا برف زمین آب شود
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر
ناتمام است درخت زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد و نه آواز پری میرسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام


laleh [ ۲۹ اسفند ۱۳۹۰ ]

واقعا عکساتون پر از معنی بود


مهری [ ۰۹ آذر ۱۳۹۰ ]

یاد تنهایی مردی می‌افتم که تو این روزهای برفی به دنیا اومده... هم تو و هم پدرم
۱۴ و ۱۵ آبان


:) [ ۱۸ آبان ۱۳۹۰ ]

ببین باز می بارد آرام برف
فریبا و رقصنده و رام برف

عروسانه می آید از آسمان
در این حجله آرام و پدرام برف
...
زمین را سراسر سپیدی گرفت
به هر شاخه، هر شاخه، هر جام، برف

نشسته بر انبوه اندوه دشت
به بی برگی باغ ایام برف

خزان هم به دامان مرگی خزید
کنون فصل سرد سرانجام برف

فروبسته یک شهر چشمان خویش
و می بارد آرام ، آرام ، برف


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
499222