۰۵ خرداد ۱۳۸۹

من درد بوده ام

من درد بوده ام
عمری میان شعله ی امیدهای دل
 می سوختم
 شگفت که دل سرد بوده ام
 تب کرده ام ز عشق
خون خورده ام ز رنج که از شعر گل کنم
در باغ عطر و رنگ
 گل زرد بوده ام
 از من مپرس که پرسیده ام ز خویش
 این بود زندگی ؟
 با اینکه مهره های کشته این نرد بوده ام
آری هر آنچه به من گویند
 یا آنچه روزگار به من کرد بوده ام
 اما
 ای کودکان به یاد سپارید
 من مرد بوده ام(شعر از نصرت رحمانی)
نیلوفر [ ۱۰ آبان ۱۳۸۹ ]

ادم ها حریصند و جواب این حریص بودن را عده ای دیگر باید بپردازند


محمد رضا [ ۰۵ مهر ۱۳۸۹ ]

بسیار زیبا


محمد رضا معصومی [ ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ ]

از جنگ برای آنکه فقط جانی به در برم احساسی اندک دارم .


Hasan Badeli [ ۲۱ تير ۱۳۸۹ ]

سلام عزیز
شات خوب و پر مفهومی رو ثبت کردی .


zahra hadadi [ ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ ]

کسی که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند،لیاقت آزادی را ندارد.
بنجامین فرانکلین
تقدیم به آزادگان...(عکس خیلی قشنگیه)


سوزان یگانه [ ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ ]

درود
-----
انگار این درد به پایان نمیرسد،
تصویرهای گم به تماشا نمیرسد.
من لحظه را به تمنا نشسته اما
اما صدای من به بالا نمیرسد.
-----
تصویر فوق العاده و شعر زیبایی بود. همیشه شاد و سربلند باشید.
بدرود


zolfa [ ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ ]

تنم از حادثه خسته
دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم


نگار [ ۰۶ خرداد ۱۳۸۹ ]

قسم می خورم که توی این عالم یک خبری هست ...


دانشور [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۹ ]

ممنون لذت بردم


مهدی رضوی [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۹ ]

آفرین


saeid [ ۰۵ خرداد ۱۳۸۹ ]

یک نفس خشدار کشیدن به اندازه زجری که چشم یک دستگاه برای خوندن دی وی دی می کشه...


نام Name
ایمیل Email
سایت Website
پیغام Message
کد امنیتی Security Code
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.
499256